تنگ‌نظر‏ در پشت چشمان نگاه تو جاري است PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 4
بدخوب 
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۷

تنگ نظر درپشت چشمان نگاه تو جاری است

امروز مي‌خواهم از شخصيتي كه چشماني كور‏ گوش‌هايي كر و زباني لال دارد صحبت كنم. شخصيتي كه عواطفش سطحي و رنگ‌پريده است. به لبخند شكوفه‌ها اعتقادي ندارد و به نگاه زيباي نرگس ارجي نمي‌نهد. اين شخصيت تنهاست و با اين تنهايي عواطف خود را فلج مي‌كند و صبح تا شب عواطف خود را به اسارت مي‌گيرد. خوب به اين شخصيت نگاه كنيد. شايد در درون شما باشد!

تنگ‌نظر‏ اگر شخص باشد يا گروه دوست دارد وجود همه را هميشه متوقف ببيند. تنگ‌نظر اگر شاعر است شاعر گياهان سوخته و پژمرده است و اگر نويسنده است نعش‌كش واژه‌هاي مرده. فرد تنگ‌نظر احساس مي‌كند كه سند مالكيت همه را در دست دارد و مي‌تواند هر كاري را كه دوست دارد انجام بدهد. او جهان را بر پهناي خيالات خاك خورده خود تفسير مي‌كند. بهترين شغلي كه به ديگران پيشنهاد مي‌كند كاشتن نخود سياه است تا جوانان معصوم بيكار نمانند و حتي هرازگاهي در فراق آنها گل‌هاي زرد باغچه را مي‌كند و همه لاله‌ها را واژگون مي‌كند. هميشه افسانه‌هاي بدبيني مي‌خواند و در خلوت براي رسيدن به آرامش خود را به در و ديوار مي‌كوبد. گاهي مسواك كه مي‌زند دندان‌هاي خود را مي‌شمارد تا نكند همسايه‌اش دزد باشد! به جاي آواز زوزه گرگ را تمرين مي‌كند و در غذا خوردن شبيه مرتاضان هندي زخم روي جگر و معده خود مي‌گذارد. دل زن و بچه‌اش از دست او خون است. او غيرت‌مند است و غيرت هرزه خود را در عشق‌هاي سطحي و خياباني با دست و دلبازي خرج مي‌كند. او شانس و اقبال دارد و هر روز شاهرگ خود را با چاقو مي‌زند تا ثابت كند يكي از برهنه‌ترين عريان‌ترين و سرخ‌ترين نژادهاي روي زمين است. او نژادپرست است و حتي براي سايه خود هم خط و نشان مي‌كشد! خوب به اطراف خود نگاه كنيد اشخاصي هستند كه ايده‌هاي عالي مي‌دهند انعطاف دارند خلاق هستند و آدم احساس مي‌كند كه منتظرند تا يك جريان انرژي را به گونه‌اي مثبت فعال كنند. بعضي ديگر هم هستند كه برعكس طغيان و عصيان‌هاي منفي را فعال مي‌كنند و نقطعه كوري در روابط انساني خود با ديگران پديد مي‌آورند. براي به وجود آوردن فضاي دلخواه خود استدلال‌هايي را بنا مي‌نهند كه توهم و هيجان‌هاي موهوم به وجود آورد. اين افراد مدام مثال مي‌تراشند‏ قسم مي‌خورند و همه‌چيز را نيمه‌كاره رها مي‌كنند و اگر هم راهي را تا آخر بروند مطمئن باشيد سر از تركستان در خواهند آورد. تنگ‌نظر فعال است ولي در انفعال.
تنگ‌نظر ممكن است يك فرد باشد و يا گروهي باشد حاكم بر محيطي. تنگ‌نظر اگر هنرمند است هنرمندي است غيرخلاق اگر مدير است مديري است خشك و عصبي و غيرخلاق انعطاف و اگر پدر خانه است خانه‌اش جوي خشك و نخواستني دارد و اگر فردي است عادي در روابطش با ديگران متكي بر بخل و حسادت است و از همه عيب مي‌گيرد. و اما تو تو در كجاي زندگي‌ات تنگ‌نظري؟! چشم ديدن رشد كدام‌يك از اطرافيانت را نداري؟ آيا نگاه تو هم مثل نگاه تنگ‌نظر‏ اخم دارد و با كلام‌ات نيش و زخم زباني مي‌زني؟
تنگ‌نظر تمام‌وقت خود را به نفي و انكار همه‌چيز و همه‌ كس اختصاص مي‌دهد. تنگ‌نظري را مي‌توانيد در هر سطح از زندگي رديابي كنيد در جامعه ما هم تنگ‌نظري حاكم است. تنگ‌نظر گاهي پدر است و گاهي مادر گاهي مدير است و گاهي دكتر و مهندس. تنگ‌نظري ربطي به سطح تحصيلات ندارد البته تنگ‌نظر هوش عقلاني بالايي دارد ولي هوش عاطفي و انساني‌اش بسيار ضعيف است.


تنگ‌نظرها‏ به اخلاق تا آنجا احترام مي‌گذارد كه قانون خود نوشته‌اش حكم مي‌كند. او ناخودآگاه همه جهان را به شكل مينياتوري كوچك در ذهن خود تصوير مي‌كند. ذهن او امكانات رشد ندارد و واژه‌هاي گفتمانش هميشه تكراري است. كاري جز ايجاد اختلال در طبيعت ندارد. تنگ‌نظر سيگنال ضعيف به طبيعت ارسال مي‌كند و انرژي‌هاي منفي توليد مي‌نمايد. آرزوهاي او همه متمركز بر آن است كه كسي به آرزوهايش نرسد. در اتوبان جهان تنگ‌نظر از غافله سرعت عقب است و هيچ هيجان خلاقي در او مشاهده نمي‌شود.


تنگ‌نظر در شهر شلوغ ما امروز الفاظ را در اختيار دارد. خود مي‌برد مي‌دوزد و البته خود هم مي‌شكافد! او با واژه‌هاي بي‌ريشه خود مي‌كوشد تا انسان‌هاي خلاق را تحقير كند و در گفتار و منش آنها اغتشاش راه بياندازد. او هنرمندان مردن را زير سبيلي رد مي‌كند. تنگ‌نظر به انواع شگردهاي توصيف و تحقير اجتماعي مسلط است. شيوه‌هايش بر اساس سبك ماليخواليسم بنا شده است و به انواع شيوه‌ها به توليد ادبيات نفرت و دورويي مي‌پردازد. تنگ‌نظر پيشينه تاريخي دارد. او گرفتار نفس است. او حتي از تحسين يك كودك هم ابا دارد چرا كه همه تبريك‌ها را براي خودش مي‌خواهد او نمي‌خواهد با تمجيد خود دل كسي را خوش كند. حاصل كار و كارنامه همه بايد تحقيري باشد كه او مي‌خواهد. بافت سلولي او به انسان‌هاي عهد نبود مي‌خورد اما قيافه خود را به لحاظ فرم به مدرنيسم مي‌كشاند. او دوست ندارد مردم شاد و سرخوش باشند تنگ‌نظر مست توتياي سخن خويش است و خود را دانشمندي مي‌داند كه براساس شبهه‌هاي خود اسرار جهان را فاش مي‌نمايد. تنگ‌نظر حقيري است كه به گدايي شهرت و ثروت و شهوت نشسته است. اگر قرار باشد كه جهان بر مدارهاي خيال او استوار باشد مرداب‌ها جاري و پروانه‌ها پرپر خواهند شد. خاك حاصل‌خيز نخواهد بود و خانه آرزوها با چوبدست شعبده او هر آن خراب خواهد شد.


تنگ‌نظر اگر اديب است به ادبيات شهر آشوب دل‌ بسته است و اگر كستي‌گير است هميشه به فكر بارانداز مخالف! او مي‌خواهد همه ساكت باشند تا فقط او صحبت كند. او همچون آتشفشاني فعال ولي خاموش است و شجاعت عجيبي در شكست خوردن و انضباط شديدي در هرج و مرج دارد.


در هر يك از انسان‌ها شكلي از تنگ‌نظري خودنمايي مي‌كند و اين نوع نگرش مي‌تواند جلوي هر نوع پيشرفت و ترقي را بگيرد. فرد تنگ‌نظر هم ترسو است هم خسيس است و هم طمع‌كار. فرد تنگ‌نظر كلكسيوني ار گره‌هاي كور در سراسر زندگي‌اش را در درون خود جمع كرده است. از نگاه تنگ‌نظر بغض و كينه مي‌بارد. او فردي است متعصب و سرخست. او دوست ندارد كسي رشد كند و به شكل‌هاي مختلف جلوي رشد اطرافيانش را مي‌گيرد‏ او هميشه در حال مقايسه است و فراموش كرده دست خداوند است كه فراتر از همه چيزهاي ديگر در زندگي جاري است. تنگ‌نظر ادعاهاي بسيار دارد ولي مساحتش بسيار كم است و به خاطر همين تا ابد در شكنجه به سر مي‌برد. او گم‌كرده‌اي دارد كه اسم آن را نمي‌داند. او سرگشته‌اي‌ست كه در خروارها روياي نابالغ گرفتار آمده. تنگ‌نظر بازتاب شرطي انسان‌هاي غيرمتمدن است.
چنين فرد يا افرادي گاهي در مقامي هستند كه مي‌توانند براي من ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و تو تصميم‌گيري كنند تنگ‌نظرها امروز نگاه‌شان جنگي است و در حريم زمين‏ كار انسان‌ها را به درماندگي و استيصال كشانده‌اند.
تنگ‌نظرها اگر اديب است به ادبيات شهر آشوب دل بسته است و اگر كشتي‌گير است هميشه به فكر بارانداز مخالف! او مي‌خواهد همه ساكت باشند تا فقط او صحبت كند. او همچون آتشفشاني فعال ولي خاموش است و شجاعت عجيبي در شكست خوردن و انضباط شديدي در هرج و مرج دارد.
در هر يك از انسان‌ها شكلي از تنگ‌نظري خودنمايي مي‌كند و اين نوع نگرش مي‌تواند هر سيستمي را متوقف كند. در خانه مدرسه سازمان و جامعه تنگ‌نظري مي‌تواند جلوي هر نوع پيشرفت و ترقي را بگيرد. فرد تنگ‌نظر هم ترسو است هم خسيس است و هم طمع‌كار. فرد تنگ‌نظر كلكسيوني از گره‌هاي كور در سراسر زندگي‌اش را در درون خود جمع كرده است. از نگاه تنگ‌نظر بغض و كينه مي‌بارد. او فردي است متعصب و سرسخت. او دوست ندارد كسي رشد كند و به شكل‌هاي مختلف جلوي رشد اطرافيانش را مي‌گيرد او هميشه در حال مقايسه است و فراموش كرده دست خداوند است كه فراتر از همه چيزهاي ديگر در زندگي جاري است. تنگ‌نظرها ادعاهاي بسيار دارد ولي مساحتش بسيار كم است و به خاطر همين تا ابد در شكنجه به سر مي‌برد. او گم كرده‌اي دارد كه اسم آن را نمي‌داند. او سرگشته‌اي‌ست كه در خروارها روياي نابالغ گرفتار آمده. تنگ‌نظرها بازتاب شرطي انسان‌هاي غير متمدن است.
چنين فرد يا افرادي گاهي در مقامي هستند كه مي‌توانند براي من و تو تصميم‌گيري كنند تنگ‌نظرها امروز نگاه‌شان جنگي است و در حريم زمين كار انسان‌ها را به درماندگي و استيصال كشانده‌اند.
تنگ‌نظرها

 

دیدگاه شما

Feed
  1. چناب شمیسای گلم

    از دور و از کشور هلند دستتان را می بوسم. کشف اسرار کرده اید و چه من حض می کنم از موجودیت شما. به به به

افزودن نظر


    • >:o
    • :-[
    • :'(
    • :-(
    • :-D
    • :-*
    • :-)
    • :P
    • :\
    • 8-)
    • ;-)



    برای نمایش تصویر جدید کلیک کنید.