|
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۳ |
|
بازي قايم موشك درسهايي از استادان ذن هيوراس بلايث و دكتر رجينالد
افسانهاي هندو وجود دارد كه ذات يا خداي جهان، زندگي را نوعي بازي ميبيند و از آنجاييكه هر آنچه هست و تمامي آنچه وجود دارد اوست، بنابراين كس ديگري را ندارد كه با او، اين نمايش را اجرا كند. پس او به تنهايي به بازي ميپردازد. وي با چهرهاي مانند من و شما نقش يك انسان را به عهده ميگيرد و با حوادثي هيجانانگيز و وحشتناك مواجه ميگردد و در تمام مدت فراموش ميكند كه واقعاً چه كسي است. به هر حال، ناگهان از خواب و رؤيا بيدار شده، هويت اصلي خود (ذات بيپايان عالم هستي) را به ياد ميآورد. كسي كه هرگز نه زاده شده و نه ميميرد. گرچه اين نوعي افسانه سنتي است، اما چيزي بيش از يك افسانه است. زيرا نشانگر يك تجربه جهاني يا عمومي است كه در هر مذهبي به شكلي نفوذ كرده، در قدرتهاي خلاقه بزرگ جهان ادبيات، فلسفه، موسيقي و ساير هنرها ريشه دوانده است. اين افسانه، يك نمايش هنري از تجربهاي است كه ما در غرب آن را آگاهي به جهان هستي ميناميم. اين حس آگاهي در فرهنگهاي ديگر با نامهاي متفاوتي مانند اشراق، رهايي، موكشا، نيروانه، ساتوري و در فرهنگ عيسي به نام «پادشاهي بهشت» توضيح داده ميشود.
|
|
ادامه مطلب...
|